آنچه سینما هست یا نیست!

آنچه سینما هست یا نیست!

نگاهی به کتاب «آنچه سینما هست! جستجوی بازن و بار سنگین آن» به قلم دادلی اندرو و ترجمه مجید اخگر

کتاب «آنچه سینما هست! جستجوی بازن و بارسنگین آن» با عنوان اصلیWhat cinema is!) Bazin’s quest and its charge)، بعد از کتاب «تئوریهای اساسی فیلم»، دومین کتاب مهمی است که به قلم دادلی اَندرو – استاد دانشگاه و نظریه پرداز برجسته علوم سینمائی-  در سال ۱۳۹۳ توسط نشر بیدگل به چاپ رسیده است. گر چه دو سال از عرضه این کتاب در بازار نشر ایران می گذرد، اما به دلیل محتوای کاربردی و راهبردی اش، همچنان جزو پراستنادترین کتب سینمائی است که در دهه اخیر مورد توجه سینماگران، دانشجویان، اساتید دانشگاه و دانشکده های سینمائی کشور قرار گرفته است.

این کتاب با پایه قراردادن نظریه آندره بازن که با کتاب «سینما چیست؟»، معرفِ حضور بسیاری از علاقه مندان سینما در کشور است، تلاش دارد تا به بازخوانی نگاه واقع گرایانه بازن در سینمای دوران جدید بپردازد. آندره بازن، منتقدی است که در دهه های ۴۰ و ۵۰ میلادی و در فرانسه پس از جنگ، نماینده، وارث و پیشگامِ چهره ثابت و گذرای سینماست و آراء او همواره در میان صاحبانِ اندیشه از نفوذ قابل توجهی برخوردار است.

اَندرو در ابتدای کتاب با رویکردی علمی، سعی در تعیین دامنه تحقیقِ حوزه مطالعاتی خود داشته و ادعا می کند سینما در حدود سال ۱۹۱۰ شکل خود را پیدا کرده و به تدریج در اواخر دهه ۸۰ میلادی بنیان های خود را مورد تردید قرار داد. با تطبیق این دامنه تاریخی در کلیت سینمای جهان از جمله سینمای ایران می توان با توجه به ظهور جریان های سینمایی و فیلم هایی نامتعارف، درستی آن را اثبات کرد. ظهور اشکالی از سینما که تحت تأثیر همزیستی با تکنولوژیهای نوین همچون دیجیتالیسم، طرحی خاص از زیبایی شناسی سینمائی را ارائه می دهند، تلاش دارند تا با تخریب یا تحریف خلاقانه اصول متقن و ثابت سینمایی، جلوه ای جدید به چگونگی اجرای امر واقع – یعنی دغدغه اساسی نظریه بازن- ببخشند. اندرو در کتاب خود به دنبال این است که اثبات کند اگر چه سینما نوعی مناسبت بنیادی با واقعیت دارد اما نظریه اساسی بازن این بود تا نشان دهد که امر واقع همان امر بازنمایی شده نیست بلکه می توان واقعیت را ساخت. ترکیبِ ساختِ واقعیت که محور اندیشه اندرو در کتاب است باعث شده در تمام فصل های کتاب، گستردگی، فراگیری و فراتاریخی بودن نظر بازن را درک کنیم.

کتاب دارای چهار فصل مجزا با عناوین «دوربین، در جستجو در جهان»، «کشفِ فرم به وسیله تدوین گر»، «پروژکتور به مثابه ی چراغ راهنمای تماشاگر» و «تصور موضوعات سینما» است. پرسش محوری کتاب که در بخش اول مطرح می شود را می توان در این تیتر خلاصه نمود که آیا وجود دوربین و تمام امکانات جانبی اش، برای ایجاد سینما ضروری است یا خیر؟ دادلی اندرو توانسته با معرفی مصادیق ناب از جمله تجربه های شگفت انگیز (اِستَن براکِیج) و یا انیمیشن های سلولوئیدی و دستی که به سینمای بدون دوربین نزدیک بود، پاسخ منفی به پرسش فوق داده و منتقدانی که نظریه بازن را به یک دوره تاریخی خاص یا یک نوع سینمای ویژه تقلیل می دادند، دلسرد کند. او با مطرح کردن تجربه های غریب در تاریخ سینما، فیلم های نوینی را که همراه با اجرایی متفاوت و منحصر به فرد است را معرفی کند. اَندرو سینمای جدید را با نگاهی به آثار تجربی دهه های ۳۰ و ۴۰ میلادی که از آنها با عنوان غیر متعارف یاد می شد، به رسمیت شناخته و وظیفه آن را به چالش کشیدن تصویر و کمپوزسیون دقیق و تعریف شده می داند.

اَندرو در بخش های میانی کتاب به خارج شدن شرایط تولید فیلم از نظام استودیویی که بازن از آن حمایت می کرد اشاره کرده و بحث کشف بیان تازه و لحن نا آشنا را در برابر تولیدات قابل پیش بینی و صنعتی کمپانی های بزرگ فیلم سازی مطرح می کند. ناسینمایی که خارج از اصول استودیویی شکل گرفته و از دهه  ۷۰ میلادی به بعد شکوفا شده و رشد بصری و معنایی پیدا می کند، به درستیِ جمله بازن که «سینما، هنوز ابداع نشده است» می افزاید. این نگاه بازن که در لابلای تمام سطور کتاب اَندرو مستتر است، باعث توجه خواننده نسبت به این نکته می شود که اندرو با احترام به تمام گونه های سینمائی و به رسمیت شناختن تجربه های محدود اما تاثیر گذار، سینمائی را جاودان می داند که شاید از نظر برخی منتقدین در تعریف کلی سینما نمی گنجد؛ سینمائی که اصولِ تکوین آن بسیار شبیه آن چیز است که ژان فرانسوا لیوتار در مقاله معروف خود با عنوان ناسینما (Acinema) از آن یاد می کند. ناسینمایی که با اِتکاء به تعریفی نوین از اقتصاد و حرکت تلاش دارد تا آدم ها، مکان ها و اشیاء نادیده گرفته شده، فراموش شده یا نامرئی را در معرض دید قرار دهد.  کتاب به درستی توانسته سینمای رسمی که تماشاگر می تواند بدون هر گونه خطر کژفهمی یا انحراف، از تیتراژ ابتدایی تا پایان فیلم حرکت کند و سینمایِ غیر رسمی که تماشاگر را محتاط می کند تا مواظب قدم های فهم خود باشد را به شکل مصداقی معرفی کند. کتاب با معرفی مصادیق کمتر شناخته شده، نمونه های مطالعاتی ویژه ای را به مخاطب از جهان فیلم ها و جشنواره های سینمائی معرفی می کند تا او را به مثابه یک جستجوگر تربیت کند.

در نهایت کتاب ثابت می کند که ما تقریباً در آستانه آن قرار داریم که سخن روژه لینار را به عنوان شعار خود انتخاب کنیم یعنی ترجیح فیلم هایی که در مورد آن ها می توان گفت: «این سینما نیست.!» لیتار، طرفدارِ سینما به عنوان هنر واقعیت بود که در تقابل مستقیم با آن چه هنرهای زیبا نامیده می شود قرار می گرفت. زیبایی شناسی این سینما که می توان آن را ناسینما نامید، از آدم ها و اشیائی ساطع می شود که آن ها را در قاب مورد توجه قرار می دهیم نه از بر ساختن هنرمندانه تصاویر!


دسته: نقد کاربردی
لینک مطلب: +

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *